به گزارش روزنامه اطلاعات، خلبانی که انسانها را «هدف» میبیند، زن گریان پیکاسو، پیکرههای تحت تعقیب خوان خنووس و تصاویر انتقادی هنرمندان پاپآرت آمریکایی، همگی در نمایشگاه «هنر و جنگ» کنار هم قرار گرفتهاند تا روایتی از مواجهه هنر مدرن با خشونت، فاشیسم و سیاستهای جنگطلبانه را پیش روی مخاطب بگذارند؛ نمایشگاهی که نشان میدهد هنر قرن بیستم چگونه از دل جنگ و بحران، زبان اعتراض و مقاومت ساخته شده است.
نمایشگاه «هنر و جنگ» که از ۱۳اردیبهشت امسال در موزه هنرهای معاصر تهران برپاست، مجموعهای از آثار موجود در گنجینه این موزه را در معرض دید مخاطب قرار میدهد، آثاری که هر کدام سعی کردهاند خشونت را از دریچهای متمایز به تصویر بکشند.
فؤاد نجمالدین، مدیر علمی نمایشگاه «هنر و جنگ» در گفتگو با اطلاعات اظهار کرد: این نمایشگاه به صورت چندمرحلهای طراحی شد که مرحله اول آن روز ۲۰ اردیبهشت به پایان رسید. دراین مرحله مجموعهای از آثار سه هنرمند جریان پاپ آمریکایی به نمایش درآمد. آثار هنری در این نمایشگاه منتقد سیاستهای جنگطلبانه بودند.
اثر اول مجموعه در مرحله اول، تابلوی «براتاتا» از «روی لیکتناستاین» بود. «براتاتا» مفهومی است که به چیزی شبیه «شترق» یا «صدای بلند» اشاره دارد. در این اثر، «لیکتناستاین» از درون کتابهای مصور یا «کامیک استریپها» تصاویری را استخراج میکرد، تکقابهایی از آنها را بزرگ میکرد و به اجرا میرساند.
به گفته وی نفس انتخاب کردن آثار از داخل زیست روزمره و دمدستی، بیرون کشیدن آنها و تبدیل کردنشان به اثر هنری، ویژگی مهم آثار لیکتناستاین بود و باعث میشد که مخاطب بهتدریج بتواند وجوه زیرین یا لایههای دیگری از این تصاویر روزمره را کشف کند. مثلا تابلوی «براتاتا» که در این نمایشگاه به نمایش درآمد، تصویر یک خلبان است که داخل کابین هواپیما نشسته و در حال پرواز است و گفتگوهای داخل کابین، مانند آنچه در کتابهای مصور میبینیم، در تصویر به صورت نوشتار به نمایش درآمده است. در این نوشتار میخوانیم که خلبان میگوید «تعداد اهدافی که روبرویم میدیدم، از امکاناتی که برای تیراندازی داشتم فراتر رفت. حیف شد!»
ادبیات خلبان
وی افزود: در این اثر شما ادبیات خلبانی را میبینید که وقتی از سطح زمین بلند میشود، انگار انسانها برایش تبدیل به هدف تیراندازی شدهاند و به راحتی میتواند با آنها مثل یک بازی برخورد کرده و به سمتشان تیراندازی کند. لیکتناستاین در این نقد سعی میکند خشونت جنگ را نشان داده و آن را به چالش بکشد.
نجمالدین گفت: هنرمند دومی که آثارش در مرحله اول به نمایش درآمد، «رابرت ایندیانا» بود. او هم جزو هنرمندانی است که از دهه ۱۹۶۰ به تولید آثاری که در جریان پاپ قرار میگیرند پرداخت و بیشتر کارهای او چاپی و تصاویر پوسترمانندی هستند که در ابعاد نسبتا بزرگ و با کیفیت بسیار قابلتوجه منتشر شدهاند. او مجموعههایی همچون «رویای آمریکایی» را با حال و هوای نقد سیاستهای حاکمیت آمریکایی و نمایش خشونت پنهان موجود در سیاستها خلق کرد. در نمایشگاه ما، مجموعهای از آثار ایندیانا به نمایش گذاشته شد که در یک دوره ۱۰ ساله آفریده شدند و سپس در آلبومی با عنوان «۱۰ سال» دوباره چاپ شدند و این آلبوم در اختیار موزه هنرهای معاصر تهران قرار گرفت. آثار موجود در این آلبوم به نقد جامعه آمریکایی روز و مفاهیمی همچون خشونت، مرگ، مصرف، خشونت پنهان در تابلوهای راهنمایی و رانندگی که گویی پیامی برای سرکوب کردن افراد میدهند میپردازند.
وی ادامه داد: جیمز روزنکوییست هم هنرمند مشهور دیگر جریان پاپ آمریکایی است که آثارش در مرحله اول این نمایشگاه به نمایش درآمد. او هنرمندی است که به نقد اشباع بصری تبلیغات مصرف و سیاستگذاریهای آمریکایی پرداخت. یک نسخه چاپی ۷متری از یکی از آثار او در اختیار موزه هنرهای معاصر تهران است. این اثر که سراسر بدنه یک هواپیمای جنگی به نام اف۱۱۱ را به نمایش میگذارد، سال ۱۹۶۵ و همزمان با جنگ ویتنام آفریده شد. این هواپیما برای جنگ ویتنام ساخته شد و دولت آمریکا هزینههای بسیار بالایی را صرف آن کرد. در این اثر مشخصا به سیاستهای جنگطلبانه و مصرفگرا و تبلیغاتی حمله میشود و در آن تصاویری از انفجار هستهای، ابر قارچی و تبلیغاتی مثل پاستا، آرایش زنان و چیزهایی از این دست هم دیده میشود. مدیرعلمی نمایشگاه «هنرو جنگ» گفت: این اثر در زمان خودش تبدیل به یک اثر بسیار سیاسی شد و جالب است که در همان سال ۱۹۶۵، اثر اصلی بعد از چند بار نمایش در آمریکا، اروپا و حتی لنینگراد،آنقدر مورد استقبال قرار گرفت و هنرمند را مشهور کرد که چند سال بعد، در ۱۹۷۲، نسخههای چاپی از آن ساخته و به موزههای مختلف فروخته شد.
نمایش آثار هنرمندان اسپانیایی
مدیر علمی نمایشگاه «هنر و جنگ»، درباره مرحله دوم نمایشگاه «هنر و جنگ» که از ۲۱ اردیبهشت آغاز شده، توضیح داد: در این مرحله آثار هنرمندان مشهور اسپانیایی «خوان خنووس» و «آنتونی تاپیس» را داریم که در تاریخ هنر مدرن اروپا صاحبنام هستند. آثار آنها بیشتر به فضای سیاسی اسپانیا، بهویژه بعد از جنگ جهانی دوم برمیگردد. در حالیکه بعد از جنگ جهانی دوم فاشیسم تقریبا در همه جا شکست خورده بود، ولی رژیم فرانکو در اسپانیا همان سیاستهای فاشیسم را ادامه میداد و فضای سرکوب شدیدی در پس جنگهای داخلی اسپانیا شکل گرفت.
هنرمندان اسپانیایی به شدت تحت تأثیر این فضا قرار گرفتند و به دنبال یک زبان معاصر و روزآمد گشتند که سکوتها، فضاهای خالی و انواع بیانهای جدید را در خود داشته باشد. برای مثال آنتونی تاپیس در آثارش اشیاء زیست روزمره، مثل قیچی، طناب یا چیزهایی از این دست را چاپ و بازتولید کرده و تکرار میکند که نفس «ماندن» و «تاب آوردن»، عناصری هستند که نشان میدهند هنوز ما زنده هستیم و به زیست ادامه خواهیم داد.
نجمالدین گفت: «رابرت مادرول»، نقاش آمریکایی که به شدت تحت تأثیر هنرمندان اسپانیایی قرار گرفته و مجموعهای بهنام «مرثیههایی برای جمهوری اسپانیا» ساخته بود، مجموعه دیگری به نام «نشانهها» را کار کرد که ما در موزه، شماره ۳۳ آن را در اختیار داشتیم و به نمایش گذاشتیم. در این اثر میتوان نشانههایی از مفهوم «باز بودن یک زخم» یا «نیمهتمام ماندن یک پروژه» را درک کرد.
وی افزود: همچنین سه اثر از پیکاسو در قالب مجموعه «زن گریان» در این نمایشگاه به نمایش درآمده که پرترههای «دورا مار»، دلداده و همکار پیکاسو هستند و در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ ساخته شدهاند؛ یعنی دقیقا همان زمانی که اثر «گرنیکا» (تابلوی ضدجنگ پیکاسو) ساخته شد و میبینیم که همان زنی که در «گرنیکا» در حال شیون است، در این پرترهها به صورت مستقل نمایش داده میشود.
نجمالدین یادآور شد: خنووس، دیگر هنرمند این مجموعه، به شدت سیاسی است، سابقه فعالیت سیاسی ضدفاشیسم را داشته و در آثارش، روی پیکرهها تمرکز دارد؛ شامل پیکرههای انفرادی که آنها را شبیه لکههایی روی صفحههای تخت نشان میدهد که از بالا دیده میشوند و یادآور کنترل شدن، تحت تعقیب بودن یا حتی شکار شدن هستند، و همچنین پیکرههای جمعی که به شکل حیوان در حال فرار هستند و از بالا توسط ناظر مشاهده میشوند.